تبليغاتX

قشنگترین جمله های دنیا
قشنگترین جمله های دنیا
جمعه 1386/03/25
حکایت

  گویند روزی شخصی، نابینایی را در راهی دید که در یک دست سبو و در دست دیگر فانوس داشت به او گفت تو که نمی بینی فانوس به چه کارت آید گفت این فانوس از بهر کوردلان تاریک اندش است که به من نخورند و سبوی من را نشکنند.

 شخصی می گفت من شانزده سال دارم بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی شانزده سال را دیگر ندارم راستی شما به جای سالهایی که دیگه ندارین چی دارین

مهربانی را از پسر بچه ای یاد بگیر که به امید شیرین شدن دریا آبنبتش را تو ی اون می ندازه


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 1:18