تبليغاتX

قشنگترین جمله های دنیا
قشنگترین جمله های دنیا
یکشنبه 1385/12/27


آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنن
ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 21:41
شنبه 1385/12/19


به او نگو دوستت دارم براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته به اين سادگي ها پاک شدني نيست گرچه پاک کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تر است ولي تو بنويس

 

 

انسان با سه بوسه تکميل مي‌شود: بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاکي مي‌گذاري، بوسه عشق که يک عمر با آن زندگي مي‌کني و بوسه خاک که با آن پا به عرصه ابديت مي‌گذاری

 

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 2:8
شنبه 1385/12/19


 

بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 2:2
شنبه 1385/12/19


زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت

 

جملات كوچك به سبك انسان هاي بزرگ!!! * دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد. * روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد! * فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند. * ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم. * سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند. * از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم. * زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:54
شنبه 1385/12/19


 

دستهايم بوي گل ميدادند مرا به جرم گل چيدن گرفتند اما کسي فکر نميکرد که شايد گلي کاشته باشم

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

به ياد داشته باش کوتاهترين راه بين يک مسئله و راه حل اون...فاصله بين زانو هات تا زمين هست(سجده)...کسي که به خدا توکل کنه.. توان مقابله با هر مشکلي رو ميتونه داشته باشه

 

ويليام شکسپير ميگه: وقتي که فکر ميکني هيچ کسي نيست حرف دلتو بفهمه کسي هست که براي ديدنت روزشماري کن

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:51
جمعه 1385/12/18


 

 

یه سری جمله از طریق آف یا اس ام اس بدستم رسیده که خیلی قشنگ بود

دلم نیومد تو وبلاگ نذارم


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 21:51
جمعه 1385/12/18
هرچه هستی باش اما باش........

هرچه هستی باش اما باش........

ما آدما یه خصلت عجیب داریم .اونم اینکه ترجیح میدیم دروغ بشنویم تا واقعیت .نمی دونم چرا این طوری میپسندیم؟همه خیال میکنن که اگه کسی رو دوست دارن باید اونی بشن که طرفشون میخواد درصورتی که این اشتباست. مثلا یه دختر مهمونی برو به خاطر طرفش بخواد دیگه نره خوب مگه چقدر دووم میاره؟بعد از یه مدت میبره . من فکر میکنم ما باید آدمای اطراف مون رو همون جور که هستند بپذیریم نه اینکه بخوایم تغییرشون بدیم اینطوری خودمونم آزادی انتخاب داریم .مثلا طرف من یه آدم خوش گذرون من اگه بدم میاد نباید اون رو محدود کنم چون اونوقت من طرفم رو به خاطر خودم میخوام نه خودش .اشتباه ما اینه که انسان ها را برای خودمون میخوایم نه برای خودشون یعنی من مثلا دوست پسرم رو دوست دارم چون فلان تیپی رو که دوست دارم و بهش میگم میزنه .خوب همین چیزا باعث میشه تا دورغا به وجود بیاد و انسان ها خودشون رو اون چیزی نشون بدن که نیستن .مثلا اکثر پسرا دوست دارن با دختری دوست شن که با کسی نبوده .خوب دختری که با پسر دوست میشه وقتی این رو میفهمه دروغ میگه .چرا باید آدما رو اونجور که خودمون دوست داریم ببینیم نه اونجور که هستن ؟ من فکر میکنم ما نباید آدما رو تغییر بدیم .ما باید آدما رو همونی که هستن قبول کنیم .زیبایی این فکر اینه که ما اطرافیان مون رو به خاطر آنچه که هستن دوست داریم نه به خاطر انچه که ما میخوایم .وبه قول آن شعر

   ای سراپایت سبز

               ای همیشه باقی

                                     نه..نه...

                                          هرچه هستی باش اما باش


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 21:6
جمعه 1385/12/18
هفت نصيحت مولانا

۱. گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود)

۲. باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

۳. اگركسی اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب)

۴. وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

۵. متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

۶. بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

۷. اگر می خواهی ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 15:36
جمعه 1385/12/18
افسوس

 

هر کس سه جوانی دارد: جوانی تن، جوانی دل و جوانی فکر. اما افسوس که این سه هرگز هیچگاه با هم در یکجا جمع نمی شوند.

حضرت امام جعفر صادق (ع)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 15:24
جمعه 1385/12/18
ابوالحسن خرقانی

روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟

شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از رحمت تو می‌دانم و از کرم تو می‌بينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجده‌ات نکند؟

آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.

«تذكره الاولياء عطار نيشابوری»


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 15:20
جمعه 1385/12/18
کورت ونه‌گات

 

 

ما همان چيزی هستيم که بدان تظاهر می‌کنيم پس هميشه بايد مواظب باشيم ببينيم به چه چيزی تظاهر می‌کنيم.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 14:20
جمعه 1385/12/18
مولوی

                نردبان این جهان ما و منی است

                                                                  عاقبت این نردبان افتادنی است

            لاجرم آن کس که بالاتر نشست 

                                                                  استخوانش سخت‌تر خواهد شکست

مولوی 

همیشه فروتنی و تواضع را پیشه کار خود کنید.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 11:29
جمعه 1385/12/18
160 نكته در مديريت

160 نكته در مديريت

 

1- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.

2- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.

3- از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد.

4- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است
.

بقیه نکات را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 11:16
جمعه 1385/12/18


 

جملات کلیدی

 

1- جوانی بهاریست بدون تکرار

2- انسانهای قوی اراده دارند.....انسانهای ضعیف ارزو

3- سعی نکن جامعه را روشن کنی , سعی کن نقطه ایی که در آن هستی و نشسته ای را روشن کنی.

4- خدایا : تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 11:0
سه شنبه 1385/12/15


گويند: صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد . پذيرفت .
نماز جماعت تمام شد . چشم‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت: ((مردم!هر كس از شما كه مى‏داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد!)) كسى برنخاست . گفت: (( حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخيزد!)) باز كسى برنخاست . گفت: ((شگفتا از شما كه به ((ماندن)) اطمينان نداريد؛ اما براى ((رفتن )) نيز آماده نيستيد!))


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:44
سه شنبه 1385/12/15


خواجه عبدالكريم كه خادم خاص شيخ ابوسعيد ابوالخير بود، گفت: روزى، كسى از من خواست تا از حكايتهاى شيخ چيزى براى او بنويسم . مشغول نوشتن بودم كه كسى آمد و گفت: تو را شيخ مى‏خواند . رفتم. چون نزد شيخ رسيدم، گفت: عبدالكريم!در چه كارى؟ گفتم: درويشى، چند حكايت از حكايتهاى شيخ خواست . در كار نوشتن آن حكايات بودم .
شيخ گفت: ((اى عبدالكريم!حكايت نويس مباش؛ چنان باش كه از تو حكايت كنند.))


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:34
سه شنبه 1385/12/15


دزدى به خانه احمد خضرويه رفت و بسيار بگشت، اما چيزى نيافت كه قابل دزدى باشد . خواست كه نوميد بازگردد كه ناگهان احمد، او را صدا زد و گفت:اى جوان!سطل را بردار و از چاه، آب بكش و وضو بساز و به نماز مشغول شو تا اگر چيزى از راه رسيد، به تو بدهم؛ مباد كه تو از اين خانه با دستان خالى بيرون روى!دزد جوان، آبى از چاه بيرون در آورد، وضو ساخت و نماز خواند.
روز شد . كسى در خانه احمد را زد . داخل آمد و 150 دينار نزد شيخ گذاشت و گفت اين هديه، به جناب شيخ است . احمد رو به دزد كرد و گفت: دينارها را بردار و برو؛ اين پاداش يك شبى است كه در آن نماز خواندى . حال دزد، دگرگون شد و لرزه بر اعضايش افتاد. گريان به شيخ نزديک تر شد و گفت: تاكنون به راه خطا مى رفتم . يک شب را براى خدا گذراندم و نماز خواندم، خداوند مرا اين چنين اكرام كرد و بى نياز ساخت. مرا بپذير تا نزد تو باشم و راه صواب را بياموزم. كيسه زر را برگرداند و از مريدان شيخ احمد گشت .


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:33
سه شنبه 1385/12/15


شيخ ابوسعيد، يكبار به طوس رسيد، مردمان از شيخ خواستند كه بر منبر رود و وعظ گويد . شيخ پذيرفت . مجلس را آراستند و منبرى بزرگ ساختند. از هر سو مردم مى آمدند و در جايى مى نشستند .چون شيخ بر منبر شد، كسى قرآن خواند. جمعيت، همچنان ازدحام مى كردند تا آن كه ديگر جايى براى نشستن نبود. شيخ همچنان بر منبر نشسته بود و آماده سخن. كسى برخاست و فرياد برآورد: خدايش بيامرزد هر كسى را كه از جاى خود برخيزد و يك گام فراتر آيد . شيخ چون اين بشنيد، گفت: (( و صلى الله على محمد و آله اجمعين.)) و از منبر فرود آمد . گفتند: يا شيخ!جمعيت از دور و نزديك آمده اند تا سخن تو بشنوند؛ تو ترك منبر مى گويى؟ گفت: (( هر چه ما مى خواستيم كه بگوييم و آنچه پيامبران گفتند، همه را آن مرد به صداى بلند گفت . مگر جز اين است كه همه كتب آسمانى و رسالت پيامبران و سخن واعظان، براى اين است كه مردم، يك گام پيش نهند؟ )) آن روز، بيش از اين نگفت.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:29
سه شنبه 1385/12/15
ابوسعید ابوالخیر

خواجه مظفر از عالمان خراسان بود و اعتقادى به شيخ ابوسعيد نداشت. روزى در جمعى گفت: ((كار ما با شيخ ابوسعيد آن چنان است كه پيمانه با ارزن. يك دانه، شيخ ابوسعيد باشد و باقى منم .)) مريدى از مريدان‏-يعنى اگر ابوسعيد را با من بسنجند، او مانند يك دانه ارزن در يك پيمانه است و باقى پيمانه منم. شيخ آن جا حاضر بود . چون سخن خواجه مظفر را شنيد، برخاست و پيش شيخ آمد و آنچه از خواجه مظفر شنيده بود، باز گفت .
شيخ گفت برو و با خواجه مظفر بگوى كه آن يك دانه هم تويى، ما هيچ چيز نيستيم.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:19
سه شنبه 1385/12/08


افسوس ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم / ان زمان که دوستمان دارند لج بازی می کنیم / بعد برای ان چه از دست رفته اه می کشیم


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 1:16
سه شنبه 1385/12/08


هر روز را چنان زندگی کنید که گویی آخرین روز عمرتان است. (الیزابت کوبلو- راس)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 1:13
سه شنبه 1385/12/08


هرچه مانع در زندگی بزرگتر باشد, غلبه بر آن سرافرازی بیشتری دارد.( مولیر)
ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:52
سه شنبه 1385/12/08


نکات مثبت زندگی خود را بشناسید و با تمرکز با آنها, در هر لحظه احساس خوشبختی کنید.

( آنتونی رابینز)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:52
سه شنبه 1385/12/08


زندگی کردن به شکلی که خواهان آن هستید, هرگز خالی از مشکلات نخواهد بود. (آیلین مولیگان)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:51
سه شنبه 1385/12/08


ساده ترین درس زندگی این است: هرگز کسی را میازار. (روسو)


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:51
سه شنبه 1385/12/08
سخني از ناپلئون

سخني از ناپلئون  

 
هرگز اشتباه نکن ....


اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن


اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن


اگر اعتراف کردي ... التماس نکن


اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:50
پنجشنبه 1385/12/03
نظر بدهید

 

نظر بدید تا وبلاگ جون بگیره


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 0:57
چهارشنبه 1385/12/02
هدیه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ00ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
_________________00_00_________________
________________00___00________________
_______________00_____00_______________
______________00_______00______________
_____________00_________00_____________
00000000000000___________00_000000000000
__00______________0يه0______________00__
____00________0ستاره خوشگل0_______00___
______00_________0براي0_________00______
________00_____0تو دوست0_____00________
__________00_____0عزيزم0_____00__________
_________00_________________00_________
________00________0000________00_______
_______00_______00____00_______00______
______00_____00__________00_____00_____
_____00___00________________00___00____
____0000________________________0000___
___000____________________________000__

 

 

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کو یش را چو جان خویشتن دارم

چه کنـم که دیگر نمی دانـــم که آیـا جـــــــــوانم چون تــا ایــن حـد عاشــــــــق و ویـــــرانم


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 19:18
سه شنبه 1385/12/01
بخنديد تا شاداب بمانيد

نگراني را از خود دور كنيد و بخنديد تا شاداب بمانيد

 

 

 

·       در فكر بودن‌، با احساس نگراني داشتن متفاوت است‌.

·       درفكر بودن‌، دليل و هدف دار و براساس قانون عمل و عكس العمل است‌. به طور مثال ممكن است ما همة پنجره‌ها را قبل از ترك خانه ببنديم چون به اين فكر هستيم كه باد ممكن است گلدان‌ها را بيندازد، ولي نگراني اين منطق را ندارد. نگراني بر آرزوهاي غيرمنطقي متمركز است‌.

·       مثلاً،اي كاش مي‌توانستم گذشته را تغيير بدهم و يا جنگ باحوادث غيرقابل تغيير در آينده داشته باشم‌. با نگراني هيچ مسئله‌اي را نمي‌توانيد حل كنيد.

 

·       اگر عامل نگراني خود را ناشي از رفتار بعضي از افراد مي‌دانيد، تصور كنيد كه آنان بيمارند و تعادل مواد شيميايي و هورمون‌ها در بدن آدم‌ها بهم خورده است و خودشان مقصر نيستند. يا مي‌توانيد فرض كنيد كه از نظر فرهنگي‌، اجتماعي و آگاهي موقعيت مناسبي براي رشد نداشته و هنوز به بلوغ فكري و عقلاني نرسيده‌اند.

 

·       يكي از بهترين راه‌هاي پيدا كردن قانون شفابخش زندگي‌،ساكت ماندن است‌، يعني سخن نگفتن دربارة مشكلاتتان‌. نفوس بد نزنيد.

 

·       تنها ساكت بمانيد و فقط با سكوت خود با سايل برخورد كنيد. شيوة ديگر اين است كه شما مي‌توانيد خودتان را يك سال بعد از حادثه نگران كننده تصور كنيد. يعني زمان را يك سال به جلوببريد.

 

·       در اين مواقع شما توجه مي‌شويد كه اين حادثه اينقدر احتياج به ناراحتي و بي‌تابي شما ندارد. هرگاه مسئله‌اي به سراغ شما آمد، به يك نقطة بلند برويد و از آن بالا به همه چيز نگاه كنيد. آنگاه مي‌بينيد كه مسئلةشما در مقياس جهاني هيچ نيست‌. در چنين مواقعي سري هم به آسمان بلند كنيد و از قدرت بي‌انتهاي خداوند درتمام مراحل زندگي مدد بگيريد.

 

·       خداوند براي غلبه بر  دشواري‌هاي زندگي سه روش در اختيار انسان قرار داده است كه عبارتند از: خنده‌، اميد و خواب‌. خنده يكي از مهمترين ورزش‌هاي يوگا در جهان است‌.

 

·       خنده فقط مخصوص آدمي است و در هيچ جاندار ديگري وجود ندارد. خنده باعث بروز انديشه‌هاي نو و خلاق‌، افزايش طول عمر و پيشگيري از سكتة قلبي و مغزي مي‌شود.

 

·       يك خنده خوب‌، تغييرات شگرفي در كبد ايجاد مي‌كند و فوراً باعث مي‌شود، احساس بهتري براي هر كارداشته باشيم‌.

 

·       خنده‌، موسيقي روح است‌. منتظر نباشيد كه ديگران شما را بخندانند بلكه خودتان قايقي از خنده را پارو بزنيد و اختيار اين درياي شادي را به دست بگيريد.

 

·       سعي كنيد ديگران را شاد كنيد و از شادي ديگران لذت ببريد. كتاب‌هاي فكاهي بخوانيد. با افراد بذله‌گو ديداركنيد.

 

·       به افراد، مكان‌ها و وقايع مشابهي كه شما را به خنده مي‌اندازد، فكر كنيد. صبح‌ها قبل از برخاستن ازخواب به مدت پنج دقيقه زير پتو بخنديد و آثار آنرا بر روحيه خود در طول روز ببينيد!

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:57
سه شنبه 1385/12/01
نکته های زندگی

نکته های زندگی

 

*            آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است

 

*            وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

 

*            سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد.

 

*            اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.

 

*            ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند.

 

*            افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.

 

*            پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر.

 

*            كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم.

 

*            كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد.

 

*            انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند.

 

*            همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد.

 

*            تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است

 

*            دشوارترين قدم، همان قدم اول است

 

*            عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

 

*            آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.

 

*            عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

 

*            آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.

 

*            وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد

 

*            در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش

 

*            امروز، اولين روز از بقية عمر شماست

 

*            براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست

 

*            اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

 

*            بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد

 

*            آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند

 

*            آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد

 

*            هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود

 

*            اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

 

*            كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند

 

*            صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست

 

*            وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

 

*            كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

 

*            كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند

 

*            بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي

 

*            هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد

 

*            كيفيت جامع يعني درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول

 

*            آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد

 

*            اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد

 

*            خانه ات را براي ترساندن موش، آتش مزن

 

*            خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي كنيد از خودتان بهتر شويد

 

*            اينجا، كار تمام نشده است، حتي آغاز پايان هم نيست، اما شايد پايان آغاز باشد

 

*            خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد

 

*            تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است

 

*            درباره درخت، بر اساس ميوه‌اش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش

 

*            از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است

 

*            انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است.

 

*            كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند

 

*            هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد

 

*            كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

 

*            اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت

 

*            اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:46
سه شنبه 1385/12/01
مشكلات و موفقيت

نکاتي در مورد مشكلات و موفقيت



1- وقتي مشكلي داريد، به جاي مناسبي برويد و كمي قدم بزنيد، وقتي به خانه بر‌مي‌گرديد، متوجه مي‌شويد كه ديدتان به كلي عوض شده است.

2- وقتي زندگي سخت مي‌شود و راه‌هاي ارتباطي بسته مي‌شوند، وضعيت را با شوخي و خنده روشن كنيد.

3- روبه‌رو شدن با مشكل، پيروزي بزرگي است، سعي كنيد با هر مشكلي كه روبه‌روي مي‌شويد، راه حلي براي آن پيدا كنيد.

4- بازندگان در هر جواب مشكلي را مي‌بيند، ولي برنده در هر مشكلي، جوابي را مي‌بيند، مثل برنده‌ها فكر كنيد.

5- هميشه راه براي همه هموار نيست، زندگي برخورد با موانع، غلبه بر آن و حركت است.

6- فرار از مشكلات يكي از خصوصيات طبيعي انسان‌ها است. براي تغيير اين خصوصيت، براي انجام كارهاي پيچيده‌تر ارجحيت قايل شويد و آن‌ها را تا زمان اتمامشان نيمه‌كاره رها نكنيد.

7- بازگو كردن مشكلات، بيش‌تر وقت‌ها نيمي از حل آن است.

8- تمركز در كار، باعث موفقيت و به سرانجام رسيدن هر كاري بدون دوباره كاري مي‌شود.

9- هميشه به ياد داشته باشيد كه شما لايق موفقيت هستيد.

10- امام علي (ع) مي‌فرمايند: از سقوط و شكست ديگران شادي مكن، زيرا نمي‌داني روزگار بر سر تو چه مي‌آورد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:41
سه شنبه 1385/12/01
خدا را شكر

خدا را شكر  

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

 

 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است ودر خيابانها پرسه نمي زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street.

 

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي

دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed.

خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.

I am thankful for the mess to clean after a party , because it means that I have been surrounded by friends.

 

 

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي

براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat.

 

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard.

 

 

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home.

 

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني

هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation  

 

 

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear.

 

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear.

 

 

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive.

 

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time.

 

 

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

 

 

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:26
سه شنبه 1385/12/01


If you should die

before me, ask if you

could bring a friend.

 

--  Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بميری

بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

 

 

If you live to be a hundred,

I want to live to be

a hundred minus one day,

so I never have to live

without you.

 

--  Winnie the Pooh

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

 

 

True friendship is

like sound health;

the value of it is

seldom known

until it is lost.

 

--  Charles Caleb Colton

دوستی واقعی مثل سلامتی هست

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.

 

 

A real friend

is one who walks in

when the rest

of the world walks out.

 

يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد

که تموم دنيا از پيشت رفتن.

 

 

Don't

walk in front of me,

I may not follow.

Don't walk behind me,

I may not lead.

Walk beside me and

be my friend.

-- Albert Camus

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

 

 

Friends are God's way of taking care of us.

 

دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن

 

 

Friendship is one mind

in two bodies.

--  Mencius

 

 

دوستی يعنی يک روح در دو بدن

 

 

I'll lean on you and

you lean on me and

we'll be okay

 

--  Dave Matthews

من به تو تکيه می کنم و تو به من

و اونوقت همه چيزمون مرتبه

 

 

 

If all my friends were

to jump off a bridge,

I wouldn't jump with them,

I'd be at the bottom to

catch them.

اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا

 

 

Everyone hears

what you say.

Friends listen to

what you say.

Best friends

listen to what you don't

say.

هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.

ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.

اما بهترين دوستان

حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون

 

 

My father always used

to say that when you die,

if you've got five real friends,

then you've had a great life.;

 

--  Lee Iacocca

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،

اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی

 

 

 

Hold a true friend with both your hands.;

 

--  Nigerian Proverb

 

يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب

A friend is someone who knows

the song in your heart

and can sing it back to you

when you have forgotten

the words.;

 

--  Unknown

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:15
سه شنبه 1385/12/01
حدیث قدسی

 

 

 

در حديث قدسی آمده است:

«
يَاابنَ آدََمَ!انی اُحِبُّکَ فَانتَ ايضَاًأحببنِي»

« ای انسان!من تو را دوست دارم تو مرا دوست نيز بدار

«
عَبدِنی!أنَا وَحقّي لَکَ‌ مُحِبُّ٬ فَبِحَقّي عَلَيکَ کُن لِی مُحِبّاً»

«
مرا دوست بدار!بنده من!سوگندبه حقّ خودم دوستدار توهستم٬پس سوگند به حقّ من  برتو

 

 

درد دلها با خدا كردن خوش است
اشك را مشكل گشا كردن خوش است
در ميان خلوت شبهاي هجر
با دو چشم تر دعا كردن خوش است

 

خدا می گه : من به نظر تو نگاه می کنم ...به پروندت ، هیچ کاری ندارم....من فقط به نظر تو نگاه می کنم نظرت چیه ؟ خوش باوری ؟ قبول می کنی که می بخشمت؟ خب پس می بخشمت قبول داری که این دریای رحمت همش مال تو هست ؟ هـــمــــش مـــال تـــو

خدایا می دونم دریای رحمتی ، اصلاً
خودِ رحمتی ، و منم این امیدو دارم که منو می بخشی ، اگه امید نداشتم نمی یومدم ، پس دستمو بگیر و در آغوش خودت منو مهمون کن

 

يك‌ زمين‌ و آسمان‌ از اصل‌ خود دوريم‌ ما
هم‌چو ساغر مي‌ به‌ لب‌ داريم‌ و مخموريم‌ ما


و ای کاش انسانهای يخی هم می دونستن که غربت خدا چه طعمی داره


من از چشمان خویش اموختم رسم رفاقت را            که هر عضوی به درد اید به جایش دیده می گرید!

 

 



 

  


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 23:3
سه شنبه 1385/12/01
آرامش

       به من آرامش ده       

                           تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغيير دهم                     

 

دليري ده

 

          تا تغيير دهم  آنچه را كه مي توانم تغيير دهم        

 

بينش ده

 

          تا تفاوت بين اين دو را بدانم          

 

فهم ده

 

       تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن      

     

      مطابق ميل من رفتار كنند .       

 

 

                                                      " جبران خليل جبران "


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سید ضیاء الدین حسینی در ساعت 22:51